یادگیری و نواختن ساز ، شما را در مقابل پیرگوشی نیز مقاوم میکند.
پرورش مغز تجارتی عظیم است. شرکتهایی همچون BrainHQ ، Lumosity و Cogmed، بخشی از یک تجارت میلیون دلاری هستند که انتظار میرود درآمد آنها تا سال 2020 از مرز 3 میلیارد دلار عبور کند. اما آیا آنچه این شرکتها ارائه میدهند، واقعا برای مغز شما مفید است؟
محققین چنین باوری ندارند. درواقع، محققین دانشگاه ایلینویز میگویند هیچ مدرکی وجود ندارد و یا شواهد کمی وجود دارند که ثابت کنند این بازیهای فکری، چیزی بیش از فعالیتهای خاص تمرین شده باشند. خالق Lumosity براساس همین ادعای غلط که بازیهای فکری میتوانند بر توانمندی مغز تاثیرگذار باشند تا الان توانسته صاحب 2 میلیون دلار شود.
خب اگر این بازیهای فکری برای تقویت مغز فایدهای ندارند، چه چیزی برای توانمندسازی آن مفید است؟
پاسخ آن، یادگیری و نواختن ساز است.
تحقیقات علمی نشان داده است که یادگیری موسیقی میتواند ساختار مغز را تغییر دهد و باعث عملکرد بهتر آن شود. همچنین میتواند حافظه بلندمدت را تقویت کند و برای آنان که از سنین جوانی یادگیری را آغاز میکنند، منجر به رشد بهتر مغز شود.
علاوه بر این، بر اساس تحقیقی که به تازگی در دانشگاه مونترال صورت گرفته، موزیسینها از ذهن هشیارتری برخوردارند.مسئول تحقیقات، سایمون لَندری میگوید: هرچه بیشتر در مورد فرآیندهای حسیِ بنیادی میدانیم، بیشتر میتوانیم تمرینات موسیقی را برای افرادی که ممکن است عکسالعملهای کندتری داشته باشند، بهکار گیریم.
میدانیم که با بالارفتن سن، عکس العملهای افراد کندتر میشود. پس اگر بدانیم یادگیری نوازندگی، عکسالعملهای آنها را سریع تر میکند، آنگاه ممکن است نواختن ساز به آنها کمک کند. لندری اخیرا دریافت که موزیسینها، واکنشهای لامسهای، شنوایی و لامسه_شنوایی سریعتری دارند.همچنین موزیسینها اطلاعات دریافتی از حواس چندگانه را بهتر پردازش میکنند. به این معنی که آنها در یکپارچه کردن و همافزایی ورودیها از حواس مختلف، بهتراند.
کاترین لاودِی نوروسایکولوژیست از دانشگاه وستمینستر توضیح میدهد: احتمالا موسیقی تاثیر منحصر به فردی دارد. به خاطر ارتباطی احساسی که با آن داریم، مغز را به روشی قدرتمندانه تحریک میکند.بر خلاف بازیهای فکری، نوازندگی یک تجربه غنی و پیچیده است. زیرا همراه با انجام حرکات ظریف و مناسب، به جمعآوری اطلاعات از حواس بینایی، شنوایی و لامسه میپردازد. این موضوع میتواند به تغییرات مثبتِ مداوم در مغز منجر شود.همه اینها در دنیای تجارت قابل استفاده است.
اسکنهای مغزی توانستند تفاوت بین ساختار مغز موزیسینها و غیر موزیسینها را مشخص کنند. مهمتر از همه اینکه جسم پینهای_ یک دسته(توده) بزرگِ فشرده از تارهای عصبی که دو نیمکره مغز را متصل میکند_ در موزیسینها بزرگتر است.همچنین بخشهایی از مغز مربوط به تحرک، شنوایی و تواناییهای ادراک دیداری در نوازندگان حرفهای کیبورد، بزرگتر است.
در ابتدا، این مطالعات نمیتوانستند تعیین کنند که این تفاوتها به دلیل تمرین موسیقی ایجاد شدهاند یا تفاوتهای آناتومیک زمینه را برای موزیسین شدن عدهای فراهم کردهاند. سرانجام، مطالعاتی در همین راستا نشان داد، مغز کودکانی که به مدت 14 ماه موسیقی تمرین کردهاند، تغییرات بهتری در ساختار و عملکرد داشتهاست.این مطالعات ثابت میکنند که یادگیری نوازندگی، حجم ماده خاکستری را در بخشهای مختلف مغز افزایش میدهد. همچنین ارتباطات دوربرد بین این بخشها را تقویت میکند.تحقیق دیگری نشان میدهد که تمرین موسیقی میتواند حافظه کلامی، استدلال فضایی و مهارتهای تحصیلی را بهبود بخشد.
مطالعاتی که براساس اسکن مغزی صورت گرفته، یافتهاند که تغییرات آناتومیک در مغز موزیسینها، با سن شروع تمرینات ارتباط دارد. یادگیری در سنین پایینتر، به بیشترین تغییرات موثر در مغز منجر میشود.به طرز جالب توجهی حتی دورههای کوتاه یادگیری موسیقی میتواند فواید بلند مدت ماندگاری داشته باشد.
یک تحقیق در سال 2013 نشان داد که حتی افرادی با تمرینات موسیقی متوسط و محدود، از صداهایی که در گفتگو میشنوند، تحلیل دقیقتری دارند. همچنین این تمرینات، پیرگوشی افراد را به تعویق میاندازند.همچنین، محققین اعتقاد دارند که نوازندگی به پردازش گفتار و یادگیری در کودکان دارای خوانش پریشی (اختلال در روان خوانی و درک مطلب) کمک میکند. علاوه بر این، یادگیری نوازندگی در سنین کودکی، میتواند از مغز در برابر زوال عقل (در سالهای بعد) محافظت کند.
لاودِی میگوید: موسیقی سراغ بخشهایی از مغز میرود که بقیه چیزها نمیتوانند بروند. موسیقی یک محرک شناختی قدرتمند است که مغز را در مسیری رشد میدهد که هیچ چیز دیگری نمیتواند و مدارک محکمی وجود دارند که ثابت میکنند تمرین موسیقی، مواردی همچون حافظه وگفتار را تقویت میکند.
یادگیری موسیقی از طریق این هشت روش نیز مغز شما را تقویت میکند.
مترجم: آرش محمدی